پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
460
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
اما درباره بازگشت اگر او خواستار است مىتواند آسوده و ايمن بازگردد . روميان چند روزى را براى بستن بنه به سر برده سپس آهنگ بازگشت نمودند و با آنكه آنتونيوس در خطابهخوانى براى انبوه مردم و رام ساختن سپاهيان به دستيارى سخن ، يگانه روز كار خود بود اين زمان از شرمندگى و دلشكستگى در خود يارى چنين كارى نديده دومتيوس آينوباربوس « 1 » را براى اين كار برگماشت . برخى سپاهيان مىپنداشتند مگر آنتونيوس ارجى به آنان نمىگزارد . ولى بيشتر ايشان چگونگى را دريافته و دلشان به حال وى سوخته بيش از ديگر هنگامها كه به سردار خود احترام مىنمودند و فرمانبردارى آشكار مىساختند . خود آنتونيوس مىخواست از راهى كه آمده بودند و دشت همواره و بىدرختى بود باز گردند . ولى يك تن ماردى « 2 » نزد او آمده و اين مرد به آيين و عادت مادان آشنا ولى هوادار روميان و در سر جنگ منجنيقها جانسپارى از خود نموده بود . اين هنگام دلسوزى به نزد روميان كرده به آنتونيوس چنين مىگفت : كه از راه كوهستان كه در سمت راست او و بسيار نزديك بود روانه شده سپاهيان سنگين ابزار خود را در دشت هموار بگير سوارگان چابك و تيراندازان ماهر اشكانى نياندازد . نيز مىگفت : فراهات با نويد و فريب شما را از گرد شهر تكان داده تا در بازگشت فرصت به دست آورده به آسانى گزند بر شما برساند . ولى من شما را به يك راه نزديك و فراوان آذوقهاى راه مىنمايم كه زودتر از چنگال آنان رهايى يابيد . انتونيوس در اينجا به انديشه فرو رفت و اين بر او سنگين مىآمد كه به پيمان اشكانيان اعتماد ننمايد و بههرحال اين پيشنهاد را پسنديده كه لشكر خود را از راهى كه كوتاهتر و آذوقهاش فراوانتر است راه ببرد .
--> ( 1 ) . Domitius Aenobarbus ( 2 ) . Mard ماردان تيرهى بزرگى بودند كه در ايران و ارمنستان نشيمن داشتند و آنان را آمارد نيز مىگفتند و چون زمانى در مازندران نشيمن داشتند كلمه « آمل » براى شهر معروف آنجا يادگار نام ايشان است . نيز نامهاى ماردستان كه جايى در ميانه ارمنستان و آذربايگان بوده و ماندستان كه جايى در جنوب ايران بوده بازمانده از نامهاى ايشان است . و گويا اين مردم نژاد آرى نداشته از بازماندگان بوميان پيشين پشته ايران بودهاند .